قهرمان ميرزا عين السلطنه
1290
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كنند . تركها هم عيشى دارند كه انعامات زياد و نقد خواهند گرفت . تا تمام شود گفتگوى قرض مجددى به ميان خواهد آمد . حالا كه پول نيست اينطور مداخل مىكنند . معلوم است وقتى كه دوازده سيزده كرور پول حاضر شود چه خواهند كرد . در اين مدت خدا مىداند از دهن سردار يا امير توپخانه يك كلمه حرف مشق يا درس يا تيراندازى نشنيدهام . هروقت بودم صحبت پول بود . از هر فوج هزار نفرى سيصد نفر در طهران حاضر ندارند . سه فوج توپخانه اسما در ميدان توپخانه دارند : مقدم ، افشار اروميه ، قراگوزلو . ششصد نفر اين سه فوج [ است ] ، به قدر صد نفر هم مختلفه كه جمعشان هفتصد مىشود ، مىخواهم بگويم در ميدان توپخانه بيش از سيصد نفر در شب حاضر نيست . روز اگر پنجاه نفر براى نگاهدارى منزل و كارهاى شخصى بماند چهارصد نفر ديگر تماما فرارى و متوارى [ اند ] . شخصى كه به قصد كشتن شاه به عمارت رفته بود و سابقا نوشتيم مىگويند مستخلص شد . بعضى مىگويند در انبار حبس است . امير بهادر - فوج سوادكوه امير بهادر كه به مقصود خود رسيد . يك شمشير گرانبهاى الماس گرفت . قريب چهل سال بود قراول مخصوص ذات همايونى كه در توى عمارت بود از فوج سوادكوه بود كه بعد از مشورتهاى زياد اين فوج را شاه شهيد انتخاب كرد كه به امانت و ديانت شهره بودند . الحق هيچوقت هم از آنها خيانت ديده نشد و بطور خيلى امانت و مواظبت مشغول خدمت بودند . يك ماه مىشود آنها را مرخص كرده فوج اميريهء تبريز را بهجاى آنها مقرر داشتند و چند روز بعد آن اتفاق افتاد و هرگز تركها به راستى و صداقت سوادكوهيها يا كليهء مازندرانيها نخواهند بود . شرارت و هرزگى تركها بر همه ملت ايران واضح است كه مردمان سخت زمخت خودرأى خودسرى هستند ، به كلى برعكس مازندرانيهاى فقير مظلوم مؤمن مقدس . زمزمهء بست - وضع فوج سهشنبه ششم ربيع الاول - صبح را باز ميدان رفتم . براى كار اين صد نفر كه آنقدر بايد دويد ، واى بهحال كسى كه يك فوج به طهران آورده باشد دو هزار نفر يا بيشتر باشد . حكم شد خراسان بروند نمىروند . سفر دورى است [ و ] پرزحمت . بروجرد و لرستان را تقديم مىدهند مأمور شوند . پول هم ندادهاند . قورخانهچيها براى وصول مواجب خود اول را خانهء حكيم الملك بست رفته [ اند ] . صاحبمنصبان آنها به زحمت آنها را به طويلهء سردار بردند . سه شب است آنجا متحصن مىباشند . آخر الامر قرار شد